تبليغاتX
روشنگر فلسفه روحانی - مهدی(عج)مبعوثی دیگر - قسمت دوم
                                                      به نام خدا  

 قسمت دوم

             ((قاسطين و مارقين و ناكثين))    

 

                دشمنان هميشگي آل محمد (ص) 

 

روزي تو خواهي آمد  اين حقيقت است و جز اين نيست كه يگانه دوران بازخواهد گشت و بتان نمرودهاي زمان را بر سرشان خواهد شكست و فرعونيان را غرق خواهد كرد و اين همه را مي دانيم حتي تمامي دشمنان قسم خورده نور .مي خواهند نور را خورشيد را با دهانهايشان فوت كنند تا خاموش گردد .اين تعبير خداست كه مطمئنا نمي توانند . . .اما . . . دوباره تثليث زر و زور و تزوير با چهره هايي جديد و قدرتي تازه آماده نبرد با نور و حقيقت مبدل به آرماگدون  مي شوند .تمامي كفر و شرك و نفاق در برابر توحيد و اين تسلسل تاريخ است و تكرار تجربه هاي قرنها مبارزه  حق و باطل و بنا به ايه (( فاعتبروا يا اولي الالباب )) بر آنيم تا در اين قسمت به توصيف يك برهه تاريخي ديگر صدر اسلام كه اين مثلث شكل گرفته تا حقيقت را دفن كند بپردازيم .دوران مظلوميت امير المومنين علي ( ع ) خون دل خوردن هاي حضرت براي امتي كه اسير اين شياطين انسان نما شده بودند در جبهه اي كه حق مظلوم و بي كس بود و باطل با يال و كوپال و تمامي قوا .دراخرالزمان نيز بيشتر جنگها و مصائبي كه بر امام عصر ( روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه )‌ وارد مي آيد از سوي دشمنان داخلي است ، همانهايي كه از بس سجده كرده اند پيشاني هايشان پينه بسته و دعاي عهدشان ترك نمي شود و كاري جز عبادت ندارند و علي ( ع )‌هر چه خون دل خورد از اين مقدس مابان خورد كه فقط  ظاهری از اسلام را درك كرده بودند و نمي دانستند كه قرآن هم هادي است هم مظل و بدون مفسري همچون علي ( ع ) موجب گمراهي مي گردد و ملعبه دست عمر و عاص ها ، و آنها هم با توجه به درك پايين و كوته نظري اين افراد آنها را شمشيري مي كنند و بر فرق علي ( ع ) و قبل از آن بر قلبش .گروه ديگري از دشمنان امام عصر (روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه ) طلحه الخيرها و زبير سيف الاسلام ها و عايشه ام المومنين ها مي باشند ،‌كساني كه عدالت علي ( ع ) را برنتافتند عدالت بي پيرايه فرزندش مهدي ( عج )‌را نيز برنخواهند تافت . همانهايي كه در دوراهي دنياشان و امامشان ، دنياشان را برگزيده اند ، وقتي امام زمان (روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه) ظهور كند – همانهايي كه او را بهتر از فرزندان خويش مي شناسند – تكفير مي كنند ، با خاموش شدن شعله شمهعاي بيت المال توسط علي ( ع ) ها شعله فتنه زيادي خواهان اصحاب جمل ها روشن خواهد شد كه از علي ( ع ) طلب ري و بصره و كوفه مي كنند و خود را محقق به اين امر ، چرا كه السابقون السابقونند و حتما هم از مقربان – البته اين سبقتشان نه بخاطر رضاي الهي كه از اول بخاطر دنياشان بوده است همانطور كه شيطان يك سجده اش هزاران سال طول مي كشيد ولي از آخر شد رجيم درگاه حق چه اينكه نيتش هم از اول دنيايي بود – و پستها را هم بايد به همين مقربان داد نه به ميثمي خرمافروش دوره گرد يا مالك اشتر جواني ناشناس از يكي از قبيله هاي نه چندان معروف .گروه ديگري هم كه دار و دسته معاويه ها و عمر و عاص ها مي باشند كه از هيچ كاري براي بدست آوردن قدرت و حكومت سرباز نمي زنند اگر لازم باشد و زمان اقتضا كند ،‌اسلام هم خواهند آورد تا آنرا مستمسكي براي اهداف دراز مدت خويش سازند چون به اعتقاد آنها هدف وسيله را توجيه مي كند و اينان چون مي دانند با آمدن امام زمان (روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه ) دم و دستگاه چپاولشان به اسم مذهب بسته مي شود و ديگر نمي توانند به اين اسم و رسم و تحت لواي اسلام ،‌اسلام را به نفع خودشان تحريف كنند و اسلام معاويه اي – اسمش را بگذاريد بت پرستي پس از عصر بعثت مادي و معنوي – براي خدا به اسم خدا به جيب هاي خود به عنوان واسطه هاي خدا واريز نمايند و ظلم و جور خود را به وسيله عمال عالمشان توجيه كنند – توجه كنيد به توليد و بسط و گسترش نظريه جبر در زمان امويان – كه اي مظلوم اي مستضعف – ضعيف نگه داشته شده – هر چه بر سرت مي آيد از روي جبر است و تو هيچ تاثيري در اين روابط نداري و تو بايد اين ناراحتي ها و عذاب ها و ظلم ها را بپذيري و راضي باشي به مقدرات الهي تا بعد خدا در آن دنيا تو را به بهشت ببرد . مستضعفين را به آخرت بخوانند و از دنيا باز دارند تا دنيا را با همپيالگي هايشان بالا بكشند و ندا مي دهند كه : دنياي پست را بگذار براي اينها و اخرت را برگزين .اما امامان ما كه مظهر حق و عدل بوده كه با حق هستند و حق با انهاست – علي مع الحق والحق مع علي – فرياد مي زنند كه هر كس در اين دنيا كور باشد در آن دنيا كورتر . نبايد دنيا را ترك كرد – براي اينكه الدنيا مزرعه الاخره – بلكه بايد زاهدانه زيست نه ندار كه از همان دري كه فقر داخل خانه بيايد ، دين بيرون خواهد رفت و اين روشنگري هاي علي ( ع ) است كه تمامي سپاه ظلم و جور را كه در كل تاريخ هميشه در مقابل هابيليان بوده اند ،‌يكجا و در عاليترين درجه قدرتشان به مقابله با علي ( ع ) مي روند و اسلام را چنان از مسيرش منحرف مي سازند كه زنده ماتندنش جز با ريختن خون خدا – ثارالله – ميسر نخواهد شد .اين اجماع در سير تاريخي خود دوباره در مقابل فرزند ايشان حضرت بقيه الله  ، آخرين ذخيره الهي (روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه)‌دوباره شكل خواهد گرفت تا براي هميشه كار نور را يكسره كنند .و مهمتر از دشمنان خارجي همين دوستان و مريدان قديم و دشمنان فعلي هستند – همانهايي كه در قسمت اول از آنان به يهود آل محمد ( ص ) ياد كرديم – و خيلي از علماي دروغيني كه هم علي ( ع ) و راه او را مي شناسند و هم معاويه و روشش را ،‌هم حسين ( ع )‌را و هم يزيد را اما بخاطر منافع دنيوي شان حكم مباه بودن خونشان را امضا مي كنند ، مهدي (روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه) را انكا ر و تكفير خواهند كرد و يا خواهند گفت كه او از دين جدش خارج شده است و اسلام را تحريف كرده است .آري او (روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه ) كه بيايد چنان دين تحريف شده است كه با اسلام اصيل فرسنگها فاصله دارد و مسيرش به كلي عوض شده است .شيعه اي كه قرنها خون به جوش مي آورد و قيامهاي پي در پي داشت و ستيزهاي بي امان باغاصبان حق ولايت ، كارش به جايي رسيده است كه فقط اشكها را به جاري مي سازد –جانشيني خون با اشك – شمشيري كه بر مي خواست و بر فرق اعدا مي نشست بلند مي شود و بر سر خود فرود مي آيد .شيعه اي كه معني جز پيروي از عقايد و عمل به شريعت نداشت تبديل شده است به محبت آنهم محبتي توخالي و در زبان و در شب قدر و ماه محرم و سينه زدني و شله خوردني و دين ما به اسلام و تشيع تمام شد و حالا برويم سراغ زندگي و كشت و زرع خودمان .و اين يعني خانه نشين بودن علي ( ع ) ها و نيامدن منجي . امثال من شيعه اي كه فقط اسم آنرا يدك مي كشيم در تمامي ظلم ها و جنايت هاي تمامي معاويه ها و يزيدهاي زمانه ،‌شري هستيم كه چرا به وظيفه خود عمل نكرده و زمينه ظهور منجي عالم بشريت (روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه) را فراهم نكرده ايم .گنه ماست علي (‌ع ) گر تنهاست و اگر فاطمه ( س ) اين بنت مطهر تنهاست . واي بر ما اگر دوستان قديم و دشمنان و شمشير زنان بر عليه علي ( ع ) ها باشيم .واي بر ما اگر در شب خدايي را سجده كنيم و در صبحها خدايان ديگر و يا خدايي دست ساز خودمان . و واي بر ما كه مهدي بخاطر يار باز هم بايد گذر جمعه ها را با حسرت و آه تماشا كند . 

  

  واي بر ما . . .                                                                                                

خدايا ،‌پروردگارا ، ربا ، معبودا ، عزيزا ‌،‌طبيبا بر ما منت گذار دواي دردمندان را برسان و ما را شايسته پيروي از او و شهادت در ركاب او و جان دادن در بين دستانش را مرحمت فرما كه تو بسيار مهرباني بر ما بندگان بسيار گنهكار . 

 

                                                         

 پایان قسمت دوم

+ نوشته شده توسط جلال جوانشیر در شنبه ششم خرداد 1385 و ساعت 0:47 |


Powered By
BLOGFA.COM


آرماگدون=Armageddon





Powered by WebGozar