تبليغاتX
روشنگر فلسفه روحانی

 توضیح اینکه این دو شعر از خودم نیست!!!به جز پیشنهاداتتون می خوام منظور و مفهوم هر شعر رو برام بنویسین.

 

منطق سیال

 

چه منطق سیالی

در کلام سرخ این قبیله موج می زند 

فلسفه نمی بافم

سخن از گلوی تردی است

که صادقانه

بر فراز منبر بر آمد

و بلاغت را به عرش رساند

به روایتی صادق و صمیمی    

استثنایی بزرگ

در تاریخ،فوران

سیلانی بی سقوط

فریادی متصاعد

که با سه شعله زبانه کشید

به آفتاب بگو غرور کور حرمله

آیا حجاب خواهد شد؟

 

 

بین خاک و خدا

 

روزی که در مصاف ما

دندان گرگ فتنه

به بن بست می رسید مردی رها

در حلقه محاصره ای تلخ

بین خاک و خدا

مخیر بود

امروز در مصاف دل ما

دندان عقل گرگ

شکسته است

ومردی رها در عرش

با چشم های روشن

میدان اختیار تازه ما را

زیر نگاه شرقی خود دارد

+ نوشته شده توسط ابوالفضل عادل در شنبه بیست و دوم بهمن 1384 و ساعت 2:49 |
 

                    ((توطئه ای حساب شده بر ضد تشیع)) 

مقدمه 

 حتماً شما هم با کلمه ای با مضمون عرب متال در اجتماع برخورد کردین تعجب نکنین نمی خوام راجع به یک سبک (Style) جدید موسیقی متال صحبت کنم بلکه می خوام بنا بر مناسبت ماه محرّم راجع به تحریفات و بدعت ها و خطراتی که مراسم اصلی شیعیان یعنی عزاداری خون خدا(ع) رو جداً داره تهدید می کنه مطالبی رو عرض کنم. حتماً از کنار شما تا حالا اتومبیلی عبور کرده که صدای زیر(همون دیس دیس خودمون) به صورت واضحی به گوش می رسه( اصلاً در این پست به صدای بلند و حقوق شهروندی کار ندارم) برای شما هم باید پیش اومده باشه که وقتی با دقت بیشتری به این صداها گوش کردین با تعجب متوجه شدین که این صدای موسیقی نیست بلکه یک به اصطلاح مداح داره با تکرار سریع و بی وقفه کلمه حسین صدایی دقیقاً شبیه تویتر(قسمت های کوچکی از سیستم بلندگو که فقط صدای زیر و یا همون دیس دیس تولید می کنه) تولید می کنه به این نوع سبک عزاداری(که از پایه مشکل داره و نباید اونهارو ملاک کل عزاداری ها قرار داد) می گن عرب متال چون اون آقای به اصطلاح مداح بعضی وقتها صدا شو به صورت غیر عادی کلفت می کنه و با تولید خش زیاد در حنجره کلماتی رو به زبون می یاره دقیقا مثل وکالهای(خواننده) بعضی سبکهای موسیقی متال که بیشتر میشه گفت شبیه سبک وکالهای دث متاله البته تغییرتن صدا در مواقع تأکید و اهمیت شعر یا روضه به مدت کوتاه طبیعیه ولی مشکل اینجا پیدا میشه که مدت زیادی ادامه پیدا می کنه.باید دید این رسوم جدید!!!چرا به وجود اومدند؟برای بعضی سؤال پیش میاد که واقعاً عزاداری یعنی این؟!!! با این مقدمه می خوام شمارو به خوندن مطلبی جلب کنم که بر فرض محال اگر سندیت هم نداشته باشه بسیار قابل تأمل و قابل لمس در اجتماع هست، کافیه کمی دقت به خرج بدین و به تغییرات درون اجتماعمون فکر کنین:

در زیر،مصاحبه دکتر مایکل برانت دست راست رئیس سابق سازمان سیا(CIA ) و عضو مهم بخش شیعه شناسی سازمان سیا آورده شده است. وی در این مصاحبه از اسرار تکان دهنده ای پرده برداشته و کارکنان سیا را به اختصاص نهصدمیلیون دلار برای فعالیت علیه شیعه متهم کرده است.دکترمایکل برانت مدتی طولانی دربخش مذکور فعالیت داشته و به دلیل فساد مالی و اداری از کار برکنار شده است. لذا از باب انتقام جویی برخی اسرار محرمانه را برملا کرده است. دکتربرانت می گوید: عالم اسلام از قرن ها پیش در تسلط دولت های غربی بوده است. گر چه در قرن گذشته بیشتر کشورهای اسلامی آزاد شده اند، ولی غرب بر آزادی، استقلال، سیاست، آموزش و فرهنگ آن ها مسلط بوده است. به ویژه نظام سیاسی و اقتصادی این کشورها در کنترل ما بوده است. از این رو آن ها بعد از رهایی از استعمارتوجهی به تمدن و فرهنگ اصیل خود نکردند و با همان فرهنگ و نظام وارداتی غرب جامعه خود را به پیش بردند. در سال 1979 انقلاب اسلامی ایران به وجود آمد و به مخالفت با سیاست های ما بر خاست. در ابتدا تصور این بود که انقلاب، نتیجه ی طبیعی سیاست های غلط و ناقص و فشار و خفقان شاه ایران است و بعد از برکناری شاه، ما افراد مطلوب خود را روی کار می آوریم و سیاست های خود را ادامه می دهیم.پس ازناکامی شدید آمریکا در دو سال اول (گروگان گیری سفارت آمریکا و نابودی هواپیماهای این کشور در صحرای طبس) و بعد از رشد روزافزون بیداری اسلامی و نفرت علیه غرب و بعد از ظهور اثرات انقلاب ایران در میان شیعیان کشورهای مختلف بخصوص لبنان، عراق، کویت، بحرین و پاکستان در نهایت گردهمایی بزرگ مقامات بلند پایه سیامنعقد شد که درآن نماینده سازمان جاسوسی انگلیس نیز شرکت نمود. (انگلیس تجربه وسیع فعالیت در کشورها را دارد).در این گردهمایی به این جمع بندی رسیدیم که انقلاب ایران فقط نتیجه انعکاس طبیعی سیاست های شاه ایران نبوده است. بلکه در باطن عوامل و حقایق دیگری نیز وجود دارد که محکم ترین آن عوامل، یکی بودن رهبری سیاسی ایران و مرجعیت مذهبی و شهادت حسین نوه ی پیغمبر اسلام در 1400 سال پیش است که شیعیان پس از آن ها هنوز به ماتم و اندوه نشسته و عزاداری گسترده ای به راه می اندازند.در واقع همین دو موضوع است که شیعه را ازمسلمان های دیگر فعال تر و زنده تر می کند. در آن گردهمایی تصویب شد که شعبه ی مستقل و جداگانه ای برای مطالعه اسلام شیعی وبرنامه ریزی و کار بر این پروژه تأسیس شود و برای شروع پروژه بودجه 40 میلیون دلاری به آن اختصاص یافت. برای تکمیل این پروژه سه مرحله برنامه ریزی شد:

1-جمع آوری اطلاعات(Collection Data).محل استقرار وتعداد کامل آن ها

 2ـ اهداف کوتاه مدت(Short Term Targets). با تبلیغات علیه شیعه و راه اندازی آشوب های بزرگ شیعه و سنی، آنها را با اکثریت سنی درگیر کردن تا توجه آن ها به آمریکا و بر نامه هایش نباشد.

3ـ اهداف دراز مدت(Long Term Targets)

سازمان سیا برای تحقق مرحله اول، محققانی به تمام جهان اعزام کرد که شش نفر از آن ها از جمله دکترشومویل به پاکستان رفت تا روی عزاداران شیعیان تحقیق کنند.محققان سیا به دنبال دریافت پاسخ های پرسش ذیل بوده اند:

 1ـ در کدام مناطق جهان شیعه سکونت دارد و تعداد آنها چقدر است؟ اعتقادات، اخلاقیات و نحوه ی معاشرت آن ها چگونه است؟

۲- تضادهای داخلی شیعیان را چگونه می توان تحریک کرد؟

 3- اختلاف شیعه و سنی را چگونه می توان دامن زد و افزایش داد؟

 دکترمایکل برانت می گوید: بعد از نظر سنجی های اولیه و جمع آوری اطلاعات درباره شیعیان در تمام کشورها نقاط مشترک زیر بدست آمد: مراجع شیعه، سرچشمه ی اصلی قدرت این مذهب اند که در با فشاری بر اصول و با اعتقاد محکم از دین و تفکرات شیعه دفاع می کنند. در تاریخ طولانی تشیع، روحانیت هیچ گاه با حاکم غیراسلامی بیعت نکرده اند. انگلیس با فتوای مرجع وقت، آیت ا... شیرازی نتوانست در ایران دوام بیاورد(ماجرای تنباکو).در عراق که بزرگترین مرکز علمی شیعه بوده، صدام با تمام توان و کوششی که داشت نتوانست آن را بخرد و در نهایت مجبور به بستن آن شد و حال اینکه مراکز علمی دیگر جهان همیشه با حکام وقت همراهی کرده اند. حوزه ی علمیه قم تخت شاهنشاهی را در هم پیچید و با ابرقدرت آمریکا به نبرد پرداخت. در لبنان آیت ا... موسی صدر ارتش های انگلیس، فرانسه و اسرائیل را مجبور به فرار کرد. در اسرائیل بزرگترین مزاحمت برای ما به شکل حزب ا... به وجود آمد. پس از این مطالعات به این نتیجه رسیدیم که درگیری مستقیم با شیعه ضررش زیاد و امکان پیروزی در آن کم است، لذا باید پشت پرده کار کرد. به جای اصل قدیم انگلیسی که «اختلاف بینداز و حکومت کن» اصل دیگری حاکم کردیم. «اختلاف بینداز و نابود کن».

مایکل برانت اهداف دراز مدت را ایچنین ذکر می کند: باید گروه هایی را که با شیعه اختلافاتی دارند، علیه شیعه تحریک کرد، باید شایعه ی کافر بوده شیعه ها گسترش داده شود و آنها را با تبلیغات منفی از جامعه جدا نمود، علیه آن ها مطالب نفرت برانگیز نوشته شود. افراد کم سواد و بی سواد را باید جمع کرد و تقویت نمود. وقتی تعدادشان به مقدار مناسب برسد علیه شیعه ها جنگ به راه انداخت. از سوی دیگر باید یک جبهه ی تمام عیار علیه مراجع شیعه گشوده شود. کسانی به عنوان ستون پنجم باید در میان آن ها نفوذ داده شوند. از این طریق می توان سیمای شیعه را مسخ کرد تا از مقبولیت آن ها کاسته شود و به تدریج در میان عامه مردم مورد نفرت قرار گیرند.

از سوی دیگر شیعه ها به یاد واقعه ی کربلا جمع می شوند و یک نفر سخنرانی می کند و واقعه ی کربلا را بیان می کند تا مستمعین آن را گوش می کنند و بعد از آن سینه زنی و عزاداری برپا می کنند. این سخنران و این مستمعین برای ما مهم هستند زیرا همین عزاداری و مجالس در شیعه ها جوش و خروش و آزادی بزرگ برپا می کند و برای حاکمیت حق به جنگ با باطل بر می خیزند.ما باید برای به دست گرفتن سخنران و مستمعین، ده ها میلیون دلار اختصاص دهیم و در مرحله ی اول باید به دنبال افرادی از شیعه برویم که پول پرستند و عقاید آن ها سست بوده و از شهرت و نفوذ کلمه برخوردار باشند تا توسط آن ها در عزاداری ها نفوذ پیداکنیم.کارهایی که باید انجام داد:

1-به وجود آوردن و یا سرپرستی مداحانی که با عقاید شیعه آشنایی کامل ندارند.

 2ـ شناسایی افرادی از شیعه و حمایت مالی از آن ها که بتوانند با نوشتارهای خود عقاید و مراکز شیعه را هدف قرار دهند و بنیان های شیعیت را منهدم سازند.

 3ـ کم و زیاد کردن رسوماتی که با عقاید خود شیعه منافات داشته باشد.

 4ـ درعموم جامعه باید سیمای عزاداری به طوری مطرح شود که چنین برداشت شود که شیعه یک گروه جاهل و توهم پرست است که در محرم مزاحمت هایی برای انسان های عادی به وجود می آورند و برای توسعه ی این گونه برنامه ها پول های هنگفت باید خرج شود و مداحان ساختگی خوب تشویق شوند. در نتیجه شیعه که یک مذهب مهم و دارای قدرت منطقی است، تبدیل به مذهب درویشی محض می شود و از درون پوک و توخالی می گردد و سرانجام در میان عوام الناس منفور خواهند شد و در خود شیعه اختلاف گسترش می یابد.باید علیه مرجعیت مطالب فراوانی فراهم شود و بعد این مطالب به نویسنده های پول پرست و بی نام داده شود تا در میان جامعه نشر دهند. در مرحله ی نهایی خود شیعه علیه مرجعیت قیام کرده و تا 2010 میلادی به عمر مرجعیت یا به عبارت دیگر مرکزیت شیعیت خاتمه داده و شیعه های باقی مانده پراکنده خواهند شد.سرانجام مرجعیت را که تا امروز سد اصلی جلوی دولت مردان ما بوده است، به دست خود شیعیان نابودمی شود.در آخر دکتر مایکل برانت می گوید:

بعضی از این برنامه ها اجرا شده(دقت کنین)و بعضی دیگر در حال پیاده شدن است و مقداری از باقیمانده برنامه ها در آینده عمل خواهد شد.

منبع:مجله خیمه – نشریه هیأت مذهبی و مجالس حسینی- ماهانه،فرهنگی و اجتماعی شماره 15-ویژه نامه اعتکاف –شهریور 1383-صفحه 7و8

 اگر این متنو با دقت خوندین مقدمه ای که قبل از متن نوشته بودم رو یک بار دیگه بخونین.

 

+ نوشته شده توسط ابوالفضل عادل در دوشنبه هفدهم بهمن 1384 و ساعت 2:4 |

 

به نام خداوند حکیم

سلام

همین ابتدا باید بگم که منظورم از حکیم،طبیب نیست!!!دقیقاً نمی دونم از کجا باید شروع کنم ،فقط یادم می یاد که دفعاتی که تصمیم گرفتم شروع به بلاگ نویسی کنم و نکردم شاید سه رقمی شده باشه.هر بارکه  در یک بلاگ پرمخاطب با هیجان زیادی راجع به یک فلسفه جدید(تعجب نکنین منظورم فلسفه جدیده نه آهنگهای جدید  دی جی حامد )ویا اظهار نظرهای فلسفی بحث شده و نویسنده راجع به مطالبی صحبت کرده که حتی شاید تعریف اون موضوع رو ندونه!!! و عده زیادی هم کامنت گذاشتن و ابرازمحبت و تعجب کردن در حالی که مطلب بیان شده بسیار سطحی، و دارای عدم پشتوانه علمی یا منطقی!!! ،دارای اشکالهای نگارشی واملایی هستند تصمیم می گرفتم که بلاگ نویسی رو شروع کنم،مثلاً یادمه که یک بلاگ با محور موسیقی که مربوط به مؤسس و همه کاره دو باند(گروه)موسیقی در سبک بلک متال در ایران بود ،در یک پست طولانی و با لحنی پدرانه و متکبرانه بقیه باندها رو نصیحت کرده بود و اتفاقاً در همون پست اشاره کرده بود که بقیه اعتقاد دارند که نگارش خوبی داره،  ایشون در همون پست چند اشکال املایی داشت نه نگارشی(عمق فاجعه رو درک کردین)!!! اشتباهاتی که از رفتن اشتباه انگشتان موقع تایپ روی کلیدهای مجاور پیش نمی یاد و ناشی از سواد کم  نویسنده است ویا..... همه اینها ونمونه های دیگه رو می دیدم و واقعاً خندم می گرفت که یک نفر با این مطالعات سطحی می یاد راجع به مسائلی با این حد پیچیدگی به این راحتی اظهار نظر می کنه که البته بعدش باعث تأسف من می شد هم برای نویسندگان این بلاگ ها و هم برای کسانی که در تأیید اون مطالب کامنت می ذاشتن .همه اینها رو می دیدم و با خودم کلنجار می رفتم که تو که می تونی این اشتباهات و دروغ هارو مشخص کنی چرا نمی کنی؟؟!!!و باز به دلیل کمبود وقت و شاید تنبلی اینهارو به فراموشی می سپردم تا اینکه باز به یه مطلب خنده دار دیگه در بلاگ ها برمی خوردم همه اینها ادامه داشت تا اینکه بعد از اینکه در یکی از بلاگ ها که انتقادی به یک مطلب کرده بودم نویسنده بلاگ به من میل زد که تو چرا خودت بلاگ نمی زنی و با این کارش منو دوباره به یاد دغدغه همیشگیم انداخت که همینجا ازش ممنونم. قصد دارم(یا داریم) که در این بلاگ همونطور که از اسم بلاگ معلومه( یعنی روشنگر فلسفه روحانی(عرفانی) )به بیان مطالب ایدئولوژیک با منطقی قوی و عمیق(البته در قالبی عامه فهم و البته در حد بضاعت علمی خودم(مون) که همیشه با مطا لعه سعی در ارتقاء اون دارم(ریم)) وسعی در برطرف کردن شبهات و سؤالاتی در زمینه های مسائل عقیدتی(جهان بینی)،اجتماعی که ممکنه برای هر ذهن کنجکاوی پیش بیاد و بعضی ها با بیان مطالب گمراه کننده از اون سوء استفاده می کنند تا برای خودشون مخاطب پیدا کنند رو با استفاده از منطق و فلسفه دینی که دین منطق و تعقل نام داره داشته باشیم. والبته حرفهایی نو هم برای گفتن  وجود داره  که قالب بیان این مطالب ممکنه رنگ شعر یا قطعات ادبی هم به خودش بگیره که در این راه از کمک دوستان هم نظر و هم عقیده هم بهره خواهم برد و شاید این بلاگ تبدیل به یک بلاگ گروهی بشه. انگیزه اصلی راه اندازی این بلاگ  خشتی  است دربرابر سیل مطالب گمراه کننده و شبهه انگیز که تنها بودن بهانه ای برای سکوت نیست همین و بس...

 

+ نوشته شده توسط ابوالفضل عادل در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384 و ساعت 5:28 |


Powered By
BLOGFA.COM


آرماگدون=Armageddon





Powered by WebGozar